خشم پرتکرارترین حس این روزهای من - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:34
عصبانیم. از گروه فلسفه دانشگاه تهران عصبانیم. از بیوجدانی آدمهایش عصبانیم. از اینکه گروه برای دانشجویان جدیدی که با هزاران آمال و آرزو پا به این گروه گذاشتهند، حتی یک درس ارائه نداده است که دلخ
کوتهنوشتی درباب زن - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:34
این روزها دارم به یک پز مدرن فکر میکنم: من حافظهم ضعیف است. گویی هرچه بیشتر تکیهمان را از حافظه برداریم، معقولتر و باهوشتریم. بیشتر میتوانیم هر آن از نور عقلمان بهره ببریم، هر آن از نو کشف ک
امور به میزانی که ساخته میشوند ارزشمند و شایان نگهداری هستند. - تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 17:36
نقاطی در زندگی هست که تمام گذشته را به مثابهی یک آن در برابر چشمانت مجسم میکند. چند ماه آخر از سالی که گذشت، تمام دوران دبیرستانم را برایم زنده کرد. دوران دبیرستان را کل گذشته خطاب میکنم، چون نقطه
چگونه این وبلاگ مخاطب دارد؟ - تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 17:36
پیش از اینکه سراغ نوشتن متن بیایم، با خودم گفتم میروم و مونتین را معرفی میکنم. وقتی سراغ نوشتن آمدم دیدم تکواژهای برای معرفی مونتین ندارم. به راستی مونیتن کیست؟ حکیم، فیلسوف، ادیب، روانشناس، شکاک
اشکهای آنتونیوی زیبا - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
این متن را علیرضای عزیز نوشته است : اشک های آنتونیوی زیبا(این متن فیلم "آنتونیوی زیبا"ی بولونینی را اسپویل می کند) دوست دارم در مورد یک پلان حرف بزنم. یک پلان که تمام فیلم "آنتونیوی زیبا" را در خودش ج
متعادلترم ! - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
1. دیگر خلوتهای هرچند روز یک بار ، در طبیعت و دور از آدمها تبدیل به روال همیشگیای زندگیام شده است . خلوتهایی که اگر نباشد همهچیز هجوم میآورد و نمیتوانم خودم را برای انجام دادن کارهایم جمع کنم
عشق / دوستی - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
رفیق دنیا دیده درک عمیقی از دوستی دارد . آنقدر عمیق که حتی عشق را هم در خودش هضم میکند . درک او از رفاقت دو واقعیتِ عشق و دوستی را در عرض هم نمیبیند ، بلکه هرچه هست دوستی است. میگوید انکار نمیکند
از راه رسیده - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
برای امتحان زبان تکلیف ترجمهای داشتم که مطمئن بودم باید از خیر آن میگذشتم. هرطور که حساب میکردم میدیدم به انجام آن نمیرسم. کلافه از اینکه باید انجامش میدادم و انجامش نمیدادم و تنها بار روانی رو
آمنه جانم ! یادت هست ؟ - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
برای من دوگانهی سرما-گرما خودش را بیش از هرجایی در سوگ آشکار میکند. گرمایی که خاک را بر سر ما میکند ومویه میکند. گرمایی که به نزدیکان پناه میآورد و دستِ کم تا هفت روز نزدیکان را کنار خود میخواهد
ثبات - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
ریتم زندگیام بازگشته است. کارهایم با سرعت کند اما مداوم انجام میشوند. انگار که از کسالتی طولانی برخاسته باشم، طول میکشد تا به این ریتم عادت کنم. دستاورد مهمی که این ریتم داشته است، بخشیدن زمانِ طبی
دو نگاه عرفی به رابطه جنسی - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
در ادبیات عرفی ما کنایهای وجود دارد به نام " تن دادن". تن دادن یعنی تسلیم شدن. گویی تن دادن کاری ساده است ، به همان مقداری که تسلیم شدن ساده است. انگار درکی عرفی وجود دارد از اینکه در رابطه آسانترین
زنانگی فراگیر عصر ما - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
ما مردان آرزو داریم که زنان بیش از این خود را با افشاگری رسوا نکنند: همانگونه رعایتِ حال و محبت مردان به زنان بود که سبب شد کلیسا اعلام کند «زنان در کلیسا ساکت باشند» و به خاطر خیر و صلاح زنان بود که
سنت حوزوی - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
امروز بعد از حضور و غیاب به کلاس عرفان نظری رسیدم. آخرِ کلاس برای اینکه استاد حضورم را بزند، نزدیک ایشان رفتم و عذرخواهی کردم. استاد موسوی گفت شما سؤالهای خوبی میپرسید خانم رضایی! تأخیر که میکنید،
برابری یا سازگاری : مسئله این است. - تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 17:33
جای بسی تأسف است اگر زنان مانند مردان بنویسند، یا مانند مردان زندگی کند، یا ظاهرشان شبیه مردان باشد، زیرا اگر این دو جنسیت-باتوجه به وسعت و تنوع دنیا- تا این حد بیکفایتاند، چگونه میخواهیم تنها با ی
من خودم را در وبلاگ ثبت کردم - تاریخ: 1397/1/11 ساعت: 2:44
اکنون طرحم از اینجا کاملتر است . من از ابتدا این وبلاگ را با طرح " ساخته شدن " شروع کردم . اینکه در نوشتههای مختلف ، تجربیاتم را کنار هم ثبت کنم تا بتوانم از " من " به مثابهی یک " کل " حرف بزنم . موفق شدم بر این ترس غلبه کنم که ممکن است هرچه بیشتر در نوشتههایم گم شوم . این ترس که انگار ما مینویسیم ت...
آقا من ناتوانم ! - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:14
ناتوان از اینکه از روحیهی متکثرم ، فراتر از امری شخصی ، به مثابهی روحیهای علمی دفاع کنم . از نظر روحیهی متکثرِ من تنها مادامی میتوان پرسش و پرداختی در سطح بنیادین زیست داشت که جنبههای مختلف زیست تجربه شده باشد . از نظرم آدمهایی که با تجربههایی محدود درباب واقعیت نظر میدهند ، هرقدر هم که باهوش و دقیق...
آخرین پست 1396 - تاریخ: 1396/12/29 ساعت: 18:14
انقلاب سرای من است . تک تک کافههایش ، خیابانهایش ، کتابفروشیهایش . انقلاب سرای من است . امن . حتی در ناامنترین روزهایش . در روزهایی که وقتی پایمان را از دانشگاه بیرون میگذاشتیم با مورچههای کلهگندهای روبهرو بودیم که به آنها میگفتیم اینجا امن است . و شما با آن آلتهای رعبآورتان بدانید که انقلاب سرای من...