هار شدهام. 1 هیچ دورانی از زندگیم چنین 1برابر خودم از خودم دفاع نکرده بودم و به خودم حق نداده بودم. این روزها هر آن چیزی را که تا کنون 1 خودم بد میدانستم به مثابۀ عنصری اصیل 1 خودم به رسمیت میشناسم و حاضرم به خودم و همگان بگویم: من همینم! همین کثافتی که میبینید. و خوشا به شما پاکیزگان و 1ستان که هیچ کثافتی 1 شما نیست. احساس ق1ت عجیبی دارم. به خاطر دارم با دوست بینا غزلی از مولوی را میخواندیم: چرخ ار نگردد گرد دل، از بیخ و اصلش برکنم/ گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم. میگفتیم مولوی شکستی را تجربه کرده است که از آن چنین ق1تی زاییده است. ق1تی که چرخ و فلک را بشکند. گویی این دو معنیِ شکستن 1 شعر مولوی به یکدیگر میرسند. بله میرسند. احساس قدرت عجیبی از پذیرش هر کثافتی در وجودم دارم و به هیچکس اجازه نخواهم داد این قدرت را از من بگیرد. اگر نیاز است به شما هم میگویم: من همین کثافتی هستم که میبینید! چشمتان روشن!
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی